تبليغاتX

به حرمت باران,تازه کن دل رابا صلوات بر شهيد گمنام

شهدای گمنام رشت

دوشنبه پانزدهم تیر 1388

او زنده است

در شور پر شکوه انتخابات ،سراغ شهدای گمنام رفتم.همانان که هماره غریبترینند...

و قرائت کردم:قل اللّهم ملک الملک تؤتی الملک من تشاء و تنزع الملک ممّن تشاء و تعزّ  من تشاء و تذلّ من تشاء بیدک الخیر إنّک علی کلّ شیٍ  قدیر

وقتی به مزار این شهید رسیدم

گویی زنده بود،زنده تر از هر زنده ای!

نگاهش را خواندم و وجودش را فهمیدم؛

دلم روشن شد...


0:17 | ... |

شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388

میهمانی نور

در ایام شهادت والاترین الگوی ایثار‌، حجت الحجج ،حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها )شما را به میهمانی حدیث نورآفرین کسا میبرم

بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ‏

به نام خداوند بخشنده ی مهربان

 

عن فاطمه الزهرا علیها السلام  بنت رسول الله صلی الله علیه و آله قالت سمعت فاطمه انها دخلت ابی رسول الله فی بعض الایام  فقال السلام علیک یا فاطمه فقلت علیک السلام قال انی اجد فی بدنی ضعفا فقلت له اعیذک بالله یا ابتاه من الضعف فقال یا فاطمه ایتینی بالکسا الیمانی فغطینی به ، فاتیته بالکسا الیمانی فغطیته به و صرت انظر الیه و اذا وجهه یتلالو کانه البدر فی لیله تمامه و کماله فما کانت الا ساعه و اذا  بولدی الحسن قد اقبل و قال السلام علیک یا اماه فقلت و علیک السلام یا قره عینی و ثمره فوادی فقال یا اماه انی اشم عندک رائحه طیبه کانها رائحه جدی رسول الله فقلت نعم ان جدک تحت الکسا فاقبل الحسن نحو الکسا و قال السلام علیک یا جداه یا رسول الله اتاذن لی ان ادخل معک تحت الکسا قال و علیک السلام یا ولدی و یا صاحب حوضی قد اذنت لک فدخل معه تحت الکسا فما کانت الا ساعه و اذا  بولدی الحسین قد اقبل و قال السلام علیک یا اماه فقلت و علیک السلام یا ولدی ویا قره عینی و ثمره فوادی فقال یا اماه انی اشم عندک رائحه طیبه کانها رائحه جدی رسول الله فقلت نعم ان جدک و اخاک تحت الکسا فاقبل الحسین نحو الکسا و قال السلام علیک یا جداه یا رسول الله السلام علیک یا من اختاره الله اتاذن لی ان ادخل معکما  تحت الکسا فقال و علیک السلام یا علیک السلام یا اباالحسن و یا امیرالمومنین فقال یا فاطمه  انی اشم عندک رائحه طیبه کانها رائحه اخی وابن عمی  رسول الله فقلت نعم ها هو مع ولدی و یا شافع امتی قد اذنت لک فدخل معهما تحت  الکسا فاقبل عند ذلک ابوالحسن علی بن ابی طالب  و قال السلام علیک یا بنت رسول الله  فقلت و ولدیک  تحت الکسا فاقبل علی  نحو الکسا و قال السلام علیک  یا رسول الله اتاذن لی ان اکون معکم  تحت الکسا قال له و  علیک السلام یا اخی   یا وصیی الکسا قال و علیک السلام یا بنتی ویا بضعتی قد اذنت لک فدخلت تحت الکسا فلما اکتملنا جمیعا تحت الکسا اخذ ابی رسول الله بطر فی الکسا و اومی بیده و خلیفتی و صاحب لوائی  قد اذنت لک فدخل علی  تحت الکسا ثم اتیت نحو الکسا و قلت السلام عیلک یا ابتاه یا رسول الله اتاذن لی ان اکون معکم تحت الیمنی الی السما و قال اللهم ان هولا اهل بیتی و خاصتی و حامتی لحمهم لحمی و دمهم دمی یولمنی ما یولمهم و یحزننی ما یحزنهم انا حرب لمن حاربهم و اذهب عنهم رجس و طهرهم تطهیرا فقال عزوجل یا ملائکتی و یا سکان سماواتی انی ما خلقت سما مبنیه و لا ارضا مدحیه و لا قمرا منیره و شمسا و سلم لمن سالمکم و عدو لمن عاداهم و محب لمن احبهم انهم منی و انا منهم فاجعل صلواتک و برکاتک و رحمتک و غفرانک و رضوانک علی و علیهم مضیئه و لا فلکا یدور و لا بحرا یجری و لا فلکا یسری الا فی محبه هولا الخمسه الذینهم تحت الکسا فقال الامین جبرائیل یا رب و من تحت الکسا فقال عزوجل هم اهل بیت النبوه و معدن الرساله هم فاطمه و ابوها و بعلها و بنوها فقال جبرائیل یارب اتاذن لی ان اهبط الی الارض لاکون معهم سادسا فقال الله نعم قد اذنت لک فهبط الامین جبرائیل و قال السلام علیک یا رسول الله العلی الاعلی یقرئک السلام و یخصک بالتحیه و الاکرام  و یقول لک و عزتی و جلالی انی ما خلقت سما مبنیه و لا ارض مدحیه و لا قمرا منیرا و شمسا مضیئه و لا فلکا یدور و لا بحرا یجری و لا فلکا یسری الا لاجلکم ومحبتکم و قد اذن لی ان ادخل معکم فهل تاذن لی یارسول الله فقال رسول الله و علیک السلام یا امین وحی الله انه نعم قد اذنت لک فدخل جبرائیل معنا تحت الکسا فقال لابی ان الله قد اوحی الیکم یقول انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل بیت  و یطهرکم تطهیرا فقال علی لابی یا رسول الله اخبرنی ما لجلوسنا هذا تحت الکسا من الفضل عندالله فقال النبی و الذی بعثنی بالحق نبیا و اصطفانی بالرساله نجیا ما ذکر خبرنا هذا فی محفل من محافل اهل الارض و فیه جمع من شیعتنا و محبینا الا و نزلت علیهم الرحمه و حفت بهم الاملائکه و استغفرت لهم الی ان یتفرقوا فقال علی اذا و الله فزنا و فاز شیعتنا و رب الکعبه فقال النبی ثانیا یا علی و الذی بعثنی بالحق نبیا و اصطفانی بالرساله نجیا ما ذکر خبرنا هذا فی محفل من محافل اهل الارض و فیه جمع من شیعتنا و محبینا و فیهم مهموم الا و فرج الله همه و لا مغموم الا و کشف الله غمه و لا طالب حاجه الا و قضی الله حاجته  فقال علی اذا و الله فزنا و سعدنا و کذلک شیعتنا فازوا و سعدوا فی الدنیا و الاخره  و رب الکعبه

 

از فاطمه زهرا علیها سلام دختر رسول خدا صلی الله علیه وآله که گفت شنیدم از فاطمه (س) که می گفت داخل شد به منزل من پدرم رسول خدا در بعضی از روزها پس فرمود سلام بر تو باد ای فاطمه (س) پس عرض کردم درود بر تو باد ای پدر بزرگوارم ، پس فرمود می یابم در بدن خود ضعفی را پس عرض کردم پناه می برم ترا به خداوند از ضعف ای پدر بزرگوار پس فرمود ای فاطمه بیاور کسا یمانی را و بپوشان مرا به آن فاطمه (س) فرمود پس آوردم کسا یمانی را و پوشاندم پدرم را به آن و نظر کردم بسوی پدرم و دیدم صورتش مثل ماه در شب چهارده می درخشد فاطمه (س) علیه فرمود اندکی نگذشت که ناگاه پسرم حسن (ع) نزدیکم آمد و گفت سلام برتو ای مادر بوی جواب دادم سلام برتو باد ای روشنی دیده ی من و میوه دل من پس حسن (ع) فرمود ای مادر بوی خوشی نزد تو به مشامم می رسد گویا بوی جدم رسول خدا باشد گفتم بله جد تو در زید کسا است پس حضرت حسن (ع) نزدیک کسا آمد و فرمود سلام بر تو باد ای جد بزرگوار ای رسول خدا آیا اذن می دهی که با شما در زیر کسا باشم رسول خدا (ص) فرمود سلام بر تو باد ای پسر من و ای صاحب اختیار حوض من به تحقیق اذن دادم ترا پس داخل شد حسن (ع) در زیر کسا فاطمه (س) فرمود اندکی نگذشت که ناگاه پسرم حسین (ع) نزدیکم آمد و  گفت سلام برتو ای مادر بوی جواب دادم سلام برتو بادای پسرم ای شنی دیده ی من و میوه دل من پس حسین (ع) فرمود ای مادر بوی خوشی نزد تو به مشامم می رسد گویا بوی جدم رسول خدا باشد گفتم بله جد تو و برادرت در زید کسا هستند. پس حضرت حسین (ع) نزدیک کسا آمد و فرمود سلام بر تو باد ای جد بزرگوار ای رسول خدا سلام بر کسی که او را خداوند از خلق خود اختیار کرد آیا اذن می دهی که با شما در زیر کسا باشم رسول خدا (ص) فرمود سلام بر تو باد ای پسر من و ای شفاعت کننده امت من به تحقیق اذن دادم ترا پس داخل شد حسین (ع) در زیر کسا با ایشان ، پس آمد آن زمان ابوالحسن علی بن ابی طالب و فرمود  سلام برتو ای دختر رسول خدا پس عرض کردم بر تو باد سلام ای ابالحسن و ای امیر مومنان (ع) پس فرمود ای فاطمه (س) بدرستیکه  بوی خوشی نزد تو به مشامم می رسد گویا بوی برادرم و پسر عم من رسول خدا  باشد گفتم بله او با دو پسرت در زیر کسا هستند پس حضرت علی  (ع) نزدیک کسا آمد و عرض کرد سلام بر تو باد  ای رسول خدا آیا اذن می دهی مرا که بوده باشم با شما در زیر کسا ، رسول خدا (ص) فرمود سلام بر تو باد ای برادر من و وصی من و جانشین من  و صاحب رایت من  و علم من  به تحقیق اذن دادم ترا پس داخل شد علی (ع) در زیر کسا ، سپس من رفتم نزد کسا و عرض کردم سلام بر تو باد ای پدر من ای رسول خدا (ص) آیا مرا اذن می دهی که بوده باشم با شما زیر کسا پیامبر (ص) فرمود بر تو باد سلام ای دختر من و ای پاره تن من به تحقیق اذن دادم ترا پس داخل شدم در زیر کسا ، پس زمانیکه جمع شدیم ما پنج تن در زیر کسا گرفت پدرم رسول خدا (ص) دو طرف کسا را و بدست راست اشاره بسوی آسمان نمود و عرض کرد خداوندا بدرستیکه اینها اهل بیت و خواص و حامی من می باشند گوشت ایشان گوشت من و خون ایشان خون من است اذیت بنماید بمن هر که به آنها اذیت بنماید و غمگین می کنند مرا هر که آنها را غمگین کند من طرفم با هر که طرف است با آنها و صلحم هر که صلح است با آنها و دشمنم با هر که دشمن است با آنها و دوستم با هر که دوست است با آنها بدرستیکه ایشان از من و من از ایشانم پس قرارده خداوندا رحمت ها و برکات و آمرزشت و رضای خود را بر من و بر آنها و زائل فرما از آنها پلیدی را و پاک گردان آن ها را پاکی بزرگی پس خداوند فرمود ای ملائکه ی من و ساکنان آسمانهایم همانا من خلق نکردم آسمان ها و زمین کشیده و نه ماه روشنی دهنده و نه آفتاب درخشنده و نه فلک را که می چرخد و نه دریایی که جاری است و نه کشتی را که سیر می کند مگر بجهت دوستی این پنج تن که در زیر کسا آسوده اند پس جبرائیل از خداوند پرسید کیستند در زیر کسا؟ خداوند  عزوجل فرمود : آنها هستند اهل بیت پیامبر (ص) و مرکز رسالت ایشانند فاطمه (س) پدر او و شوهر او و فرزندان او پس جبرائیل عرض کرد ای پروردگار آیا اجازه می دهید بسوی زمین فرود آمده و ششم آنها بوده باشم پس خداوند فرمود اذن دادم ترا پس جبرائیل فرود آمد و سلام داده عرض نمود ای رسول خدا خداوند علی اعلی ترا سلام می رساند و مخصوص می گرداند ترا به تحیت و اکرام و تجلیل و می فرماید به شما که قسم به عزت و جلالم بدرستیکه خلق ننمودم زمین کشیده و نه ماه روشنی دهنده و نه آفتاب درخشنده و نه فلک را که می چرخد و نه دریایی که جاری است و نه کشتی را که سیر می کند مگر برای شما و دوستی شما و مرا اذن داده تا باشما زیر کسا باشم پس آیا اذن می دهی مرا ای رسول خدا پس رسول خدا (ص) فرمود برتو باد سلام ای امین وحی خدا شان چنین است اذن دادم ترا پس داخل شد جبرائیل با ما در زیر کسا پس عرض کردم به پدر بزرگوارم بدرستیکه وحی می فرماید خدا بسوی شما بدرستیکه اراده فرموده خداوند متعال که بر طرف نماید از شما  خانواده هر پلیدی را و پاک گرداند شما را یک قسم پاک کردنی پس عرض کرد علی (ع) ای رسول خدا (ص) خبر ده مرا که چیست برای این نشستن ما در زیر کسا از شرافت و فضیلت در نزد خداوند متعال پس پیغمبر اکرم (ص) فرمود : قسم به آن کسی که مرا  بجهت پیامبری فرستاده و اختیار فرموده به رسالت و نجات دهنده بر خلق ذکر نمی شود این خبرها در مجلسی از مجالس اهل زمین و در آن جمعی از محبان و دوستان ما باشند مگر اینکه نازل می شود برایشان رحمت خدا و احاطه می نماید ملائکه اطراف آن ها را و طلب آمرزش می نماید تا آنکه متفرق می شوند پس علی (ع) فرمودند: در این هنگام قسم بخدا ما رستگار شدیم و پیروان ما رستگار شدند قسم به پروردگار کعبه ، پس فرمود پیغمبر(ص) یا علی (ع) : قسم به آن کسی که مرا  بجهت پیامبری فرستاده و اختیار فرموده به رسالت و نجات دهنده بر خلق ذکر نمی شود این خبرها در مجلسی از مجالس اهل زمین و در آن جمعی از دوستان ما و در میان آن ها باشند صاحب همی مگر آنکه خداوند عالم از بین ببرد غم اورا و نه صاحب حاجتی مگر آنکه برآورده می فرماید خدا حاجت او را پس عرض کرد امیرالمومنین (ع) در آن هنگام قسم به خدا رستگار شدیم و سعادت یافتیم و همچنین پیروان ما رستگار شدند و سعادت یافتند در دنیا و آخرت قسم به پروردگار کعبه

بسند صحیح عن جابربن عبدالله انصاری

تقدیم به رارواح طیبه شهدا علی الخصوص شهدای گمنام


22:10 | ... |

چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388

هفت سین عشق

 

نوروز هم تمام شد...واما تو!وقتي به دنبال هفت سين امسال رفتي: سيب و سير و سبزه و... كه به پيشواز بهار رفته باشي! آيا در كنار اين و به اندازه اين هفت سين زميني در  يادت خواهد ماند كه جوانان وطنت ؛ اين شهداي برومند ايراني كه با هفت سيني از سربلندي سلوك سادگي سلامتي سرافرازي سرور و سرسبزي غرور و شرف يك مسلمان واقعي هفت سين عاشقي را در سفره آسمان وطن براي تك تك ميراث داران اين مرز و بوم به ارمغان آورده اند؟!

آه!اي شهداي گمنام!اي فرزندان زهراي اطهر(س) ،ياريمان كنيد تا در بهار بهاري شويم...سال نو مبارك!


21:52 | ... |

دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387

ستارگان چیدنی عشق...

اين سوخته كامان شهيد

ياسهاي كبود زهرايي اند

كه پرچم پرغرور عزتشان

بر قله ي بلند سعادت

افراشته است...

جان بركفان ولايت

همين شهداي گمنام

ستارگاني نوراني در دل كويرند

اما نه...

بايد اعتراف كرد كه:

شهداي گمنام

ستارگان(چيدني)عشقند...

 


20:8 | ... |

شنبه بیست و یکم دی 1387

تشییع 5شهید گمنام در شهرستان رشت

۵شهید گمنام که سنین آنها از ۱۸سال تا ۲۳ سال بود دوشنبه این هفته توسط مردم مومن و متعهد شهرم تشییع و در جنب مسجددانشگاه گیلان به خاک سپرده شدند

21:48 | ... |

یکشنبه یکم دی 1387

سید شهیدی که هنوز گمنام است

غروب سرخی بود.من به همراه خواهرم در گلزار شهدای تازه آباد رشت به زیارت شهیدان نورانی شهرمان رفته بودم.کمی بعد صدای گریه ی خانمی توجه مان را جلب کرد.به سمتش رفتیم،پارچه سبز سیدی بر سر مزار شهیدی پهن کرده بود و گریه می کرد.و عجیب اینکه آن قطعه مخصوص شهدای گمنام بود...

کنارش نشستیم و جویای حالش شدیم .آن خانم اشک هایش را پاک کردو بعد از کمی سکوت اینطور تعریف کرد که «مدتی پیش مشکل سختی برایم نمی دانستم که باید چکار کنم.تا اینکه شبی این شهید را در خواب دیدم ...

جوانی بود نورانی و زیبا که آهسته بطرفم می آمد.سلام کردم .لبخندیزد و جواب داد و گفت من سیدم.اگر به گلزار شهدا بروی به قطعه شهدای گمنام,نشانی قبرم سومین شهید است.

حاجتت را بخواه و وقتی گرفتی پارچه ای سبز به نشانه ی خاندان پیامبر بر سر مزارم بگذارو به دیگران بگو که من سیدم و به مدد خدا حاجاتتان را روا می کنم.

مدتی بعد با توسل به این شهید مشکلم برطرف شد و حالا آمده ام تا نذرم را ادا کنم»

23:39 | ... |

پنجشنبه چهاردهم آذر 1387

آنها هم چیزی از اسلام نفهمیده بودند...

در گلزار شهدای باغ رضوان شهرستان رشت یک شهید گمنام در ردیف پایین(ویاسمت چپ قبله)آرام گرفته که خیلی دوستش دارم...

جا داره قبل گفتن این خاطره بگم که بر مزار شهدای گمنام بصورت نمادین نوشته شده:نام:گمنام؛شهرت:آشنا؛فرزند روح الله؛تاریخ ولادت:۲۲بهمن۱۳۵۷؛محل شهادت جاده ایران به کربلا و...

یک صبح پنجشنبه که مشغول زیارتش بودم یک مرد بظاهرمذهبی  چند لحظه ای روبروی من ایستاد و گفت

-شهید آشنای شماست؟

نشنیده گرفتم؛

-ببخشید آشناتونه؟

-بله آشناست... ان شاءالله...

اینا تو راه کربلا اتوبوسشونو منفجر کردن؟ ها؟

و من انگار صدای این شهید گمنام غریبم رو از زیر خروارها خروار خاک میشنیدم...

"دشمن شما با همه افسون شیطانیش مغز جوانان بیگناهتان را به سمتی گرایش میدهد که خواسته؛

راه شهدا تنها با ظاهرگرایی و در دست روی دست گذاشتن و بیخبر ماندن ادامه پیدا نخواهد کرد،

بخدا آنانکه امام حسین (علیه السلام) را تنها گذاشتند کسانی بودند که هرگز نتوانستند او را بشناسند...

آنها هم چیزی از اسلام نفهمیده بودند...


10:54 | ... |

شنبه ششم مهر 1387

گلزار شهدا...ضیافتکده ی یاس..

اینجا حریر عشق به قلبی اشاره کرد

آن دل دهان ظلم جهان پر شراره کرد

وز نعره های پرشراره از نشان یاس

گوش کر سیاهی شب پاره پاره کرد

 

 

 

 

 

 

 

 

گر هر کرانه بوی التماس میدهد

اینجا همیشه معنی احساس میدهد

اینجا مزار عشق؛قدمگاه کوثراست

اینجا همیشه عطر گل یاس میدهد

  

 

 

 

 

از گلشن نورانی و سرخ اسلام

رازیست که تابیده براین گل آرام

از عطر گل یاس بیا دریابیم

اینجاست ضیافت شهید گمنام..

 

 

 

 

 

 

 

 


0:47 | ... |

یکشنبه هفدهم شهریور 1387

دلیلی برای باور کردنش ندارم...

دلیلی برای باور کردن ندارم وقتیکه می بینم بعد از شهدا ما زمینی ها زمینی تر شدیم؛و حرص را بزرگترین کالای معامله در بازارهایمان کرده ایم،

تلاشی برای باور کردنش نمی کنم وقتی می بینم روی سنگ قبر شهیدی نوشته شده شهید گمنام :کسی که از دنیا حتی نامی برای بزرگداشت و نشانی از خود بجا نگذاشت..بچه های ما؛وبعد...در این همهمه ی دنیا ، همه نگران سهمیه و کارت و بورس مد و سکس آنلاین و نزول و تجمل و...

دوست ندارم که باور کنم بچه های ما؛جوان های ما با آن نگاه های معصوم؛ در بیابانهای بیهوده ی جنوب برای نجات من و تو آنطور پاره پاره شدند و برگشتند بر دستها بی آنکه حتی نامی داشته باشند؛اما اینجا؟

اینجا همه برای یک پله زمینی تر شدن دارند همدیگر را پاره پاره می کنندو بعد هم با افتخار اسمش را می گذارن: زرنگی...

نه...نه...شاید واقعا اینطور نباشد...

شاید من دارم خواب می بینم...

شاید بشود از این کابوس تاریک بیدار شد...

شاید...


18:10 | ... |

سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387

عطر شهید گمنام

هوا سرد بود و ابرهای سیاه روز را به تاریکی غروب رسانده بودند.

 

شهدا را تشییع میکردیم و یکی هم 

 

 شهید گمنام بود.

 

به گلزار شهدا که رسیدیم کم کم باران هم شروع شد؛

 

و همه جمعیتی که آمده بودند

 

برای تشییع به

 

طرف سایه بان ها دویدند و تابوت رو باز این شهید گمنام زیر باران ماند...

 

من و پدرم که این صحنه را

 

دیدیم دلمان سوخت، از زیر سایه بان بیرون آمدیم

 

تا خودمان را سایه بان صاحب آن تابوت باز کنیم. وقتی

 

رسیدیم دیدیم که این شهید گمنام جوانی است

 

بسیار زیبا با چشمانی درشت و ابروانی کشیده ؛

 

شبیه تمثالهایی بود که از امام حسین علیه السلام می کشند...

 

یک لحظه عطری در فضا پیچید

 

 که بسیار خوشبو و مست کننده بود؛

 

عطری اینچنین شدید ان هم زیر

 

باران باور کردنی نبود؛

 

و ما دانستیم این عطر چیزی نیست

 

 جز عطر حضور آن شهید گمنام.

 

این شهید را در گلزار شهدای شهرستان رشت میتوانیداز بالا ؛ سمت راست؛ ردیف چهارم (دومین ستون )

 

ببینید:دومین شهید(بین شهیدان ابوئی مهریزی و غلامرضا جوادی فر)


11:47 | ... |

شنبه بیست و نهم تیر 1387

باتوام

 باتوام

ای هاله مهتابی

بی لحظه نومیدی

ای که در غربت شهر من آرمیدی

ای راه ناتمام

که لبریزی از عشق

و ای سوخته ازآتش خائنان به حقیقت إهدِنا الصِّراطَ  المُستَقیم

خاک تو سفیری تشنه است

که ذره ذره آن

تداعی میکند برای من عطر  ناب کربلا را

آری

توای شهید گمنام

تو

عاشقترین واصل به خدایی

و لایق ترینها برای:

"گمنام نامی شدن"

پس

به حقّ نام نامیَت تنهایم مگذار...

 


19:37 | ... |

شنبه هجدهم خرداد 1387

مراسم بزرگداشت شهدای گمنام بمناسبت شهادت بزرگ بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا

بمناسبت شهادت بزرگ بانوی دو عالم حضرت فاطمَة الزهرا علیها السلام مراسم بزرگداشت شهدای گمنام رشت در تاریخ 18/3 در ساعت 18 در گلزار شهدای شهرستان رشت واقع در خیابان شهدا_نرسیده به میدان جانبازان؛ با حضور پر شور جوانان مشتاق  برگزار گردید.پس از قرائت آیات نورانی کلام الله مجید و زیارت پر فضیلت حضرت زهرا سلام الله علیها  ، خاطراتی  زیبا و شنیدنی از زبان یکی از اهالی تفحص به مجلس رنگی دیگر بخشید.در پایان این مراسم پس از نوحه خوانی و سینه زنی در رسای بانوی مفقود الاثر، نامز مغرب و عشا در گلزار شهدا اقامه گردید.

این مراسم با همکاری هیأت روضه الشهدا؛ بنیاد شهیدو بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس برگزار شده بود.

 


22:41 | ... |

سه شنبه چهاردهم خرداد 1387

ببینید...ولی توروخدافقط تعجب نکنید!!(حمایت رییس جمهور از شهدای گمنام رشت)

 

با تشکر از دکتر احمدی نژاد بخاطر پیگیری غربت این شهید گمنام در شهر من

اصل نامه ریاست جمهور را در اینجا می آورم:

 باسمه تعالي


مديريت محترم سامانه الکترونيکي ارتباط مردمي رياست جمهوري

باسلام

به پيوست تصوير نامه الكترونيكي شماره 531209 مورخ 1387/01/07 حسب ارتباط
موضوع براي اطلاع ، دستور بررسي و اقدام مقتضي ارسال مي گردد.
خواهشمند است ضمن اعلام نتيجه به نامبرده اين سايت را نيز از اقدامات انجام
شده مطلع فرماييد.

سايت رياست جمهوري اسلامي ايران

 


18:43 | ... |

یکشنبه هجدهم فروردین 1387

ببینید...ولی توروخدافقط تعجب نکنید!!

سلام

تعجب نکنید

این شهید قبل از بازسازی مزار شهدا هم

همینطور غریب بود

آن زمان هم جز چند تکه کاشی چیزی سر

مزارش نبود

واقعاً نمیدانم چرا بچه های تفحص شهدا

را به شهر می آورند؟

به هر حال اگر میخواهند با آوردن شهدا به شهر آنها را از غربت در بیاورند باید بگویم    ...   .


15:24 | ... |

سه شنبه سی ام بهمن 1386

غربت...

روز جمعه بود و من که برای شهدای گمنام دعا می خوندم دیگه به آخرین شهید از اون ردیف رسیده بودم هوا هم سرد بود توی کاپشنم منقبض شده بودم و دستامو به هم می مالیدم . بعد صدای خانم مسنی رو شنیدم، مادربزرگی بود که با نوه اش اومده بود سر مزار شهیدش.این شهید فقط یک ردیف از شهدای گمنام فاصله داشت . یعنی درست پشت سر من.                                                                        

می دونی چی شد؟ اون مادربزرگ تا رسید به مزار شهیدش بلند با صدای پیرش گفت الهی قربونت برم پسرم.گل من. سلام عزیزم .سلام.

چرا خدایا چرا انقدر نزدیک من و درست پشت سر همون شهیدی که داشتم براش دعا می خوندم . چرا دقیقا همون ساعت این مادر باید بیاد قربون صدقه بچه اش خوشگلش بره؟ اونوقت من غریبه کنار شهدایی بودم که نه اسمی نه عکسی نه . . .

خدایا من باید چی رو می دیدم ؟ منی که مطمئنم اومدن اونا اونجا و اون وقت اتفاقی نبوده .

خدایا من خیلی گریه کردم چون یک غریبه ام . تازه فهمیدم خانواده چقدر برای شهید شیرینه و شهید برای خانواده.

خدایا اینا غیر از نام خیلی چیزها   خیلی چیزها رو در راه اسلام و ایرانشون گذاشتند... دیگه چیزی نمونده...از همه چیز گذشتند.

خدایا خدایا چقدر غربت بی خانواده بودن سنگینه.

خدایاقسمت دادم دوستاشونو زیاد کن. قسمت دادم اینکه تو این دنیا و بطور ظاهری تنها  بنظر بیان حتی تو همین دنیا هم تنهاشون نگذاری

خدایا دوستاشونو زیاد کن ...اینو از ته دل می خوام ...برای همه شهدای گمنام

آمین


22:44 | ... |