غربت...
می دونی چی شد؟ اون مادربزرگ تا رسید به مزار شهیدش بلند با صدای پیرش گفت الهی قربونت برم پسرم.گل من. سلام عزیزم .سلام.
چرا خدایا چرا انقدر نزدیک من و درست پشت سر همون شهیدی که داشتم براش دعا می خوندم . چرا دقیقا همون ساعت این مادر باید بیاد قربون صدقه بچه اش خوشگلش بره؟ اونوقت من غریبه کنار شهدایی بودم که نه اسمی نه عکسی نه . . .
خدایا من باید چی رو می دیدم ؟ منی که مطمئنم اومدن اونا اونجا و اون وقت اتفاقی نبوده .
خدایا من خیلی گریه کردم چون یک غریبه ام . تازه فهمیدم خانواده چقدر برای شهید شیرینه و شهید برای خانواده.
خدایا اینا غیر از نام خیلی چیزها خیلی چیزها رو در راه اسلام و ایرانشون گذاشتند... دیگه چیزی نمونده...از همه چیز گذشتند.
خدایا خدایا چقدر غربت بی خانواده بودن سنگینه.
خدایاقسمت دادم دوستاشونو زیاد کن. قسمت دادم اینکه تو این دنیا و بطور ظاهری تنها بنظر بیان حتی تو همین دنیا هم تنهاشون نگذاری
خدایا دوستاشونو زیاد کن ...اینو از ته دل می خوام ...برای همه شهدای گمنام
آمین
22:44 | ... |
