باتوام
باتوام
ای هاله مهتابی
بی لحظه نومیدی
ای که در غربت شهر من آرمیدی
ای راه ناتمام
که لبریزی از عشق
و ای سوخته ازآتش خائنان به حقیقت إهدِنا الصِّراطَ المُستَقیم
خاک تو سفیری تشنه است
که ذره ذره آن
تداعی میکند برای من عطر ناب کربلا را
آری
توای شهید گمنام
تو
عاشقترین واصل به خدایی
و لایق ترینها برای:
"گمنام نامی شدن"
پس
به حقّ نام نامیَت تنهایم مگذار...
19:37 | ... |
